محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
465
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
نسخهء خطى آن در كتابخانهء جامع القرويين در فاس موجود است . از ابن الخطيب نامههاى بسيار باقى مانده . بسيارى از آنها را المقرى در نفح الطيب آورده و بعضى را ابن خلدون در كتاب العبر . آنچه در العبر آمده نامههايى است كه ابن الخطيب به ابن خلدون نوشته است . المقرى دو جلد كامل ( جلد سوم و چهارم ) از كتاب خود نفح الطيب را به ابن الخطيب اختصاص داده است و به ذكر اخبار و شعر و نثر و مشايخ و شاگردان او پرداخته و مقادير زيادى از رسائل و كتب او نقل كرده و از جملهء آنها وصيت اوست به فرزندانش كه از بديعترين نمونههاى وصيت است . 3 ابن الخطيب در عصر خود قطب استوار شعر و نثر و محور حركت فكرى در سراسر اندلس - در اواسط قرن هشتم هجرى - بود . ما از چند تن از اكابر شعراى معاصر و متقدم بر او چون ابن الجياب و ابن سلبطور و ابن خاتمه نام برديم و اكنون به ذكر شمارى ديگر از اقطاب شعر و ادب كه يا معاصر و يا متأخر از او بودهاند مىپردازيم . ولى بايد در نظر داشت كه نبوغ فكرى ابن الخطيب بر سراسر اين دوره از تاريخ جنبش فكرى اندلسى سايه افكنده است تا آنجا كه مىتوانيم بگوييم او يك مكتب ادبى به وجود آورد كه از زمان او تا اوايل قرن نهم همچنان راوج داشت . تأثير مكتب ادبى ابن الخطيب به مملكت غرناطه محدود نمىشد ، سراسر حدود اندلس مسلمان و بلاد از دست رفتهء مسلمانان آن سامان را نيز دربر مىگرفت . چنان كه در آن بلاد هم با آنكه يك قرن بود كه تحت فرمان اسپانياى مسيحى درآمده بود ، باز هم شاعران و نويسندگان توانايى آشكار شدند كه همه ريزهخوار خوان او بودند . مثلا در ميان شاعران و نويسندگان بلنسيه در آن روزها ، ابو جعفر بن عبد الملك العذرى را مىبينيم كه ابن الخطيب را چنين مخاطب مىسازد :